الشيخ الكليني ( مترجم : كوه كمره اى )

189

الكافي ( أصول الكافي ) ( فارسي )

دستش را برد كه دوات نزد من نهد ، من دستش را گرفتم و بوسيدم و دوات را گرفتم و حديث را نوشتم . ( 1 ) 10 - از امام صادق ( ع ) فرمود : قنبر غلام على ( ع ) ، على ( ع ) را بسيار دوست مىداشت و چون على ( ع ) بيرون رفت ، با شمشير دنبال آن حضرت مىرفت ، يك شب او را ديد فرمود : اى قنبر ، چه قصد دارى ؟ گفت : آمدم دنبال شما يا أمير المؤمنين ، فرمود : واى بر تو ، مرا از أهل آسمان پاسبانى مىكنى يا أهل زمين ؟ فرمود : نه ، از اهل زمين ، فرمود : اهل زمين در بارهء من كارى نتوانند جز به اذن و اجازهء خدا از آسمان ، برگرد ، پس برگشت . ( 2 ) 11 - به امام رضا ( ع ) گفته شد : اين سخن را مىگوئى با اينكه از شمشير خون مىچكد ؟ فرمود : براى خدا يك بيابانى است از طلا كه با ناتوان‌ترين خلق خود - مورچه - آن را نگهداشته و اگر شتران بختى تنومند آن را بخواهند بدان نرسند . باب رضا به قضاء ( 3 ) 1 - از امام صادق ( ع ) كه فرمود :